آه و ناله اعتبار جذب میکنه یا درآمد یا هیچ کدوم؟
15 مرداد · · خواندن 3 دقیقه یه وبلاگنویس رو میشناختم که خیلی باحال مینوشت. موضوع وبلاگش هم جالب بود، یه چیزی تو مایههای سبک زندگی و کار آزاد. اولش خوب پیش میرفت، فالوور جمع میکرد، کامنت میگرفت. تا اینکه یهو یه جورایی قفل کرد.
هر پستش شد یه جور آه و ناله: «آخه چقدر باید مستأجر باشم»، «این ماه هم حقوقم کفاف نداد»، «آسمون همیشه برای ما ابریه»، «مریضی و خستگی و بیپولی و هزار تا بدبختی دیگه». انگار وبلاگش تبدیل شده بود به دفترچه شکایت شخصیش. مردم اولش همدردی میکردن، بعد دیگه رد میشدن. بعد از چند ماه همون آدمی که قبلاً ازش مشاوره میگرفتن، دیگه حتی برای یه تبلیغ ساده هم سراغش نمیومدن. هیچکی دیگه بهش اعتنایی نمیکرد. برند شخصیش شده بود «آقای همیشه نالان». اعتبار؟ صفر. درآمد؟ حتی کمتر از صفر.
حالا سؤال اینه: آه و ناله اعتبار جذب میکنه یا درآمد یا هیچ کدوم؟
جواب کوتاه و بیتعارف: هیچ کدوم. تازه فاز منفی هم میده.
وقتی مدام از نداری و بیپولی و مستأجری و درد کمر و قیمت تخممرغ و آسمون و زمین شکایت میکنی، مخاطبت ناخودآگاه تو رو به عنوان یه آدم شکستخورده میبینه. نه به عنوان یه آدمی که راهحل داره. برند شخصی تو دیگه «کارشناس» یا «الهامبخش» نیست، میشه «همون بنده خدایی که همیشه غر میزنه». باور کن هیچکی از آدم غرغرو نه اعتبار میخره، نه محصول، نه حتی حاضر میشه وقت بذاره پستاش رو بخونه.
چسناله کردن مثل اینه که تو مغازهت رو باز کنی و بالای در بنویسی: «اینجا هیچی به درد نمیخوره، صاحبش هم بیچارهست، لطفاً بیاین فقط دلداری بدین». بعد تعجب کنی چرا کسی چیزی ازت نمیخره!
وبلاگنویسی که میخواد از کارش، تخصصش یا تجربهاش پول دربیاره یا حداقل یه اعتبار درستحسابی بسازه، باید مثل یه فروشندهی باهوش رفتار کنه. فروشنده وقتی مشتری میاد داخل، نمیگه «آقا من امروز حالم بده، مستأجرم، ماشینم خرابه، زنم دعوا کرده، حوصله ندارم». میگه «خوش اومدی! ببین این محصول چقدر به دردت میخوره، این مهارت رو بلدم، این تجربهرو دارم، بیا ازش استفاده کن».
پس به جای آه و ناله، روی داشتههات تمرکز کن. استعدادت چیه؟ واقعاً چی بلدی که بقیه بلد نیستن؟ چه خدمتی یا محصولی میتونی ارائه بدی که واقعاً مشکل مخاطبت رو حل کنه؟ همونها رو بذار وسط. از موفقیتهای کوچیکت بگو، از چیزهایی که یاد گرفتی، از راههایی که پیدا کردی. حتی اگه هنوز مستأجری یا هنوز به درآمد دلخواهت نرسیدی، لازم نیست هر روز اینو جار بزنی. خیلیها مثل تو مستأجرن. مردم میان دنبال امید و راهحل، نه دنبال همراهشدن با غم و غصهی تو.
مدام نالیدن مشکل کسی رو حل نمیکنه. فقط پرستیژت رو خراب میکنه و درِ درآمدزایی رو محکم به روت میبنده. دیگه کسی بهت اعتماد نمیکنه. مردم عقل دارن. با خودشون میگن «این آدمی که خودش هنوز گیر زندگیشه، چطور میتونه به من کمک کنه؟ کلاه خوش پس معرکهست.»
اگه یه وبلاگنویس نالان بودم، از امروز یه تصمیم دیگه میگرفتم. هر وقت میخواستم بنویسم «آخ چقدر زندگی سخته»، یه لحظه مکث میکردم و مینوشتم «این چیزیه که بلدم، اینجوری میتونه کمکت کنه». اون موقع ببین چه فرقی میکنه.
اعتبار و درآمد مال آدمهاییه که راهحل نشون میدن، نه مال اونایی که فقط مشکلات شخصی خودشون رو بزرگ میکنن و اونا رو صبح تا شب به رخ دیگرون میکشن. تو کدومش میخوای باشی؟