چرا محتوای «مُفت» همیشه به نفع ما نیست؟
31 اردیبهشت · · خواندن 4 دقیقه سلام! امروز میخوام درباره موضوعی صحبت کنم که شاید یه کمی خندهدار باشه، اما در واقعیت همون چیزیه که آیندهی کاری خیلی از ماها و کیفیت محتوایی که دریافت میکنیم رو تعیین میکنه.
میخوام دربارهی فرهنگی حرف بزنم که خیلیها و شاید حتی خودمون هم ناخودآگاه اون رو داریم: «ببینم اگه مفته، برشدارم!» یا به قول قدیمیها: «مفت باشه، کوفت باشه!» اگه کسی هم بهمون بگه خیلی از چیزهایی که دانلود و استفاده میکنیم کپیرایت (حق تألیف) دارن، بهش میگیم: چی؟ کپیرایت کیلو چنده؟
حتی خودِ بلاگیکس هم برای عکسهایی که تو پستهامون درج میکنیم، نیومده مثل لینکدین یا مدیوم جایی رو برای کپشن در نظر بگیره که اگه اون عکسها کپیرایت داشتن، منبعشون رو با کسب اجازه از عکاس یا صاحب اصلی بنویسیم! پیشنهاد میکنم این امکان رو تو ارتقای پلتفرمشون در نظر بگیرن.
همهمون میدونیم که این یه موضوع فرهنگیه، از استفاده از ویندوز رجیستر نشده تا نرمافزارهای کرکشده، اپلیکیشنهای مودشده، فیلم و موسیقیِ خارجی دانلودشده از سایتهای داخلی و هزارتا چیز دیگه که عادت کردیم مجانی دانلودشون کنیم و رایگان ازشون استفاده کنیم. من بهش میگم «فرهنگ دانلود رایگان»! البته شاید بهتر باشه بهش بگیم «ضدفرهنگ دانلود رایگان». بیاین با هم روراست باشیم و از یه زاویهی دیگه به قضیه نگاه کنیم.
۱. محتوا، محصول «وقت» و «عمر» ماست، نه فقط کلمات!
وقتی یه پست وبلاگ مینویسیم، یا یه محتوای آموزشی آماده میکنیم، اون مطلب یا محتوا فقط چندتا کلمه نیست که پشت سر هم قرار گرفتن. پشت اون نوشته، ساعتها تحقیق، روزها مطالعه، آزمون و خطا، تجربه و کلی انرژی روانی نهفتهست.
در واقع، ما داریم بخشی از عمرمون رو به اشتراک میذاریم تا دیگران ازش برای بهبود کار یا زندگیشون استفاده کنن. وقتی میگیم یه چیزی ارزش خریدن داره، یعنی ما داریم اون زمان تلفشده رو خریداری میکنیم. اگه قرار بود همه چیز رایگان باشه، دیگه هیچ تلاشی برای «کیفیت» صورت نمیگرفت و ما فقط با یه مشت مطالب سطحی و کپی-پیستی روبرو بودیم که هیچ کمکی به پیشرفت ما نمیکرد.
۲. چرا «مفتخواهی» باعث عقب موندن خودمون میشه؟
بیاین یه نگاه به زندگی واقعی بندازیم. اگه چیزی قدر و قیمت نداشته نباشه، به احتمال زیاد کیفیت هم نداره. وقتی ما عادت میکنیم فقط دنبال چیزهای «مجانی» باشیم، در واقع داریم توان ذهنی تصمیمگیری و ارزشگذاری خودمون رو ضعیف میکنیم. آدمهایی که همیشه دنبال چیزهای «مفت» میگردن، معمولاً در چرخهی «یادگیری سطحی» گیر میکنن؛ یعنی یه ذره یاد میگیرن، اما چون اون دانش رو با هزینه (پول یا تلاش) خودشون به دست نیاوردن، جدی نمیگیرنش و در نهایت به جایی هم نمیرسن.
به نظر من، هزینه کردن، یعنی تعهد. وقتی ما برای یه آموزش خوب یا یه فایل ارزشمند پول پرداخت میکنیم، یعنی درگیر شدیم، یعنی میخوایم یاد بگیریم و یعنی اون مطلب برای ما «ارزش» داره.
۳. وبلاگنویسی رو چطوری میتونیم ادامه بدیم؟
وبلاگنویسها عاشق این کارن و عاشق این که با مخاطباشون در ارتباط باشن. اما باید یه حقیقتی رو بپذیریم: وبلاگنویسی هم یه شغل و یه کسبوکاره. برای اینکه بتونیم محتوای باکیفیت تولید کنیم، از بهترین منابع استفاده کنیم، تجهیزاتمون رو بهروز کنیم و حتی یه فنجون قهوه بخوریم تا بتونیم با تمرکز بیشتر و ذهن دقیقتری بنویسیم، نیاز به یه مدل درآمدی داریم. یه وقت سوء تفاهم نشه: هیچ وبلاگنویس شخیصی علاقهای به دریافت اعانه نداره. اگه چنین درخواستی رو هم مطرح کرده باشه، حتماً به دلیل شرایط مالی اضطراریای بوده که توش گرفتار شده بوده، نه سودجویی.
اگه فقط محتوای رایگان تولید کنیم، در نهایت یا خسته میشیم و یا مجبور میشیم کیفیت رو پایین بیاریم تا صرفهجویی کنیم. راستش رو بخواید، وبلاگنویسهای حرفهای اصلاً دوست ندارن کیفیت رو فدای رایگان بودن کنن، چون میدونن مخاطبانشون رو از دست میدن.
خُب، چطور میتونیم با «فرهنگ دانلود رایگان» کنار بیاییم؟ شاید این یه روش خوبی باشه:
- محتوای رایگان: ما با پستهای خودمون سعی میکنیم نکات مفید و راهنماییهای خوب رو رایگان در اختیار همه بذاریم تا استفاده کنن. اینها هدیههای ما هستن و خیلی هم خوشحال میشیم اونها رو با دیگران به اشتراک بذاریم.
- محتوای ویژه (Premium): وقتی موضوعی خیلی عمیق، تخصصی و «نقشه راه» واقعی نیاز داشته باشه، شاید بهتر باشه اون رو به صورت پولی ارائه بدیم. اینجاست که با پرداخت مبلغی منصفانه، میشه به نویسندهی اون مطلب کمک کرد تا با قدرت بیشتری به مسیرش ادامه بده. با این کار، اون وبلاگنویس هم اگه آدم صادقی باشه، با تمام وجود خودش تلاش میکنه بهترین و باکیفیتترین چیزی که داره رو ارائه بده.
خلاصهی کلام
بیایین با هم یاد بگیریم که برای چیزهای با ارزش، هزینه کنیم. نه فقط پول، بلکه زمان و تمرکز هم هزینه است. به نظر من، هیچی از نوع مفتش خوب نیست. البته هوایی که تنفس میکنیم (مخصوصاً اگه هوای پاک و باکیفیتی باشه) یه استثنائه! بیاین به جای اینکه دنبال چیزهای «مفت» یا «دانلود رایگان» بگردیم، دنبال چیزهای «درست» بگردیم.
ممنون که تا اینجا با من همراه بودید و به من کمک میکنید که بتونم با صداقت، موضوع رو براتون روشن کنم.
شما چی فکر میکنید؟ تا حالا تجربهای داشتید که یه چیز رایگان واقعاً شما رو به جایی رسونده باشه یا همیشه حس کردید محتوای پولی نتیجهی بهتری داشته؟ توی کامنتها برام بنویسید، مشتاقم نظرتون رو بدونم. ممنون!