چطوری از تلههای وبلاگ نویسی قسر در بریم؟
21 اردیبهشت · · خواندن 4 دقیقه سلام! امروز میخوام دربارهی پنج تا از مهمترین تلههای وبلاگ نویسی باهاتون صحبت کنم که شاید شما هم با اونها روبهرو شدین یا در آینده میشین.
بهعنوان کسی که سالهاست توی دنیای وبلاگنویسی فارسی و انگلیسی بالا و پایینهای زیادی رو دیده، باید بگم که راهانداختن یه وبلاگ جدید اولش خیلی هیجانانگیزه، اما خب، همینجوری که پیش برید وسط راه کلی چالهچوله و تله جلوتون سبز میشه که میتونه خیلی راحت شما رو از ادامهی مسیر منصرف و از نوشتن دلسردتون کنه.
بیاین با هم نگاهی به این تلهها بندازیم که متأسفانه خیلی از وبلاگنویسها چه تازهکارها و چه حرفهایها گاهی وقتها توش میافتن. بهتون میگم چطوری میتونید ازشون قسر در برید.
۱. کمالگراییِ فلجکننده؛ قاتلِ شماره یک!
اولین و بزرگترین تله، اینه که فکر کنین همهچیز باید از همون پُست اول بینقص باشه. خیلیها اونقدر وسواس به خرج میدن که هیچوقت دکمهٔ «انتشار» رو نمیزنن. من خودم همین بدبختی رو اون اوایل داشتم. وقتی میگم اون اوایل، منظورم بیست و پنج سال پیشه! وبلاگ نویسهای نوپا مدام میپرسن: «آیا این کلمه عالیه؟ آیا عکس کاورِ بهتری ندارم؟» و هزارتا سؤال و مشکل دیگهای که مدام به نظرشون میآد و بالاخره نمیذاره پستشون رو منتشر کنن. راهحل ساده اما کاربردی اینه که یادمون باشه وبلاگنویسی یک پروسهی یادگیریه. نسخهی اولِ هر چیزی، بهتر از هیچیه. پس وسواس رو کنار بذارین، مطلب خودتون رو منتشر کنین و اجازه بدید بازخوردها بهتون بگن چطور بهتر بشین. همین!
۲. نوشتن برای «همه» به جای نوشتن برای «یک نفر»
خیلیها فکر میکنن اگه موضوعشون رو گسترده و باز نگه دارن، مخاطب بیشتری جذب میکنن. این یه اشتباه استراتژیکه! وقتی سعی میکنید برای همه بنویسید، در واقع دارید برای هیچکس مینویسید. نوشتههاتون بیروح و خنثی میشه. واقعیت اینه که نمیشه همه رو راضی کرد. راهحلش اینه که یه «مخاطب ایدهآل» (پرسونا) برای خودتون تصور کنید. فرض کنین دارید برای یه دوست صمیمی مینویسین. وقتی اینطوری بنویسین، نوشتهتون لحن دوستانهتری پیدا میکنه و آدمها خیلی راحتتر باهاش ارتباط میگیرن (به این نکته هیچ دقت کردین که آخرِ این پاراگراف بهجای «بنویسید» نوشتم «بنویسین»؟).
۳. فراموش کردن «ارزشآفرینی» و گیر کردن توی تلهٔ کُپیکاری
گاهی وبلاگنویسها اونقدر نگران تعداد پستهاشون هستن که فقط محتوای زرد یا کپیشده از اپلیکشنهای هوش مصنوعی رو تولید که چه عرض کنم، فقط کپی میکنن توی پستهاشون تا فقط یه چیزی منتشر کرده باشن. اینطوری نه اعتمادی جلب میشه و نه مخاطبی موندگار میشه. تجربهی شخصی من بهم نشون داده که خوبه همیشه از خودمون بپرسیم: «این پست چه مشکلی از مخاطبم حل میکنه یا چه حرف تازهای برای گفتن داره؟» حتی اگه شده هفتهای یه پستِ باکیفیت و درجهیک بنویسین، خیلی بهتر از دهتا پستِ بیمحتواست. تندتند و سرسری نوشتن مطالب مفید که نیست، به برند شخصیتون و تصویر وبلاگتون تو ذهن خوانندگان آسیب هم میزنه. گاهی وقتها خیلی بهتره که چیزی ننویسیم. از نوشتن دست بکشیم و به جاش یه کم فکر یا مطالعه کنیم.
۴. بیتوجهی به سئو (SEO)؛ یعنی فریاد زدن تو فضای خالی
تلهی چهارم اینه که فکر کنین «فقط بنویس، خودش دیده میشه». خب، واقعیت اینه که گوگل و موتورهای جستجو نیاز دارن بفهمن وبلاگتون دربارهی چیه. البته وقتی که اینترنت وصل شه! چون هر چی الآن بنویسین، تو هیچکدوم از موتورهای جستوجو ایندکس و فهرست نمیشه. اگه اصول سادهی سئو رو رعایت نکنین، انگار دارین تو یه بیابونِ دورافتاده داد میزنین. لازم نیست متخصص سئو باشین، اما کلمات کلیدی یا همون برچسبها یا تگها، عناوین جذاب و ساختار درستِ پاراگرافها رو یاد بگیرین و تمرین کنین، کافیه. این کار کمک میکنه کسایی که دنبال حرفهای شما هستن، خیلی آسونتر پیداتون کنن.
۵. نبودِ استمرار و رهاکردن به امیدِ شانس
خیلی از وبلاگها بعد از یکی دو ماهِ پرشور، به کُما میرن. وبلاگنویسها مخصوصاً وبلاگنویسهای نوپا انتظار دارن یهشبه معروف بشن، وقتی میبینن خبری نیست، خسته میشن و میذارنش کنار. وبلاگنویسی مثل یک دویِ ماراتنه، نه دویِ سرعت صد متر. اگه بتونیین یه تقویم محتوایی برای خودتون داشته باشین و برای خودتون هدفهای کوچیکِ واقعبینانهای بذارین، از زحماتتون نتیجهی بهتری میگیرین. لازم نیست هر روز بنویسین، اما هر هفته باید حضورتون رو اعلام کنین. استمرار، کلیدِ طلاییِ رشد توی این مسیره.
در نهایت، وبلاگنویسی اول باید برای خودتون لذتبخش باشه. اگه فقط دنبالِ عدد و رقم و آمار باشین، خیلی زود خسته میشین. از من میشنوین، کلاً بی خیال لایک و تعریف و تمجید دیگران بشین. راه خودتون رو برین. نه با تعریف کسی جوگیر شین و نه با انتقاد کسی جا بزنین. بهقولمعروف: یه گوشتون در باشه و یه گوشتون دروازه. با قدرت پیش برین. بذارین وبلاگتون جایی برای رشد خودتون، اشتراکگذاری تجربیاتتون و ساختنِ یک جامعهی کوچیک اما صمیمی باشه.
مطمئن باشین اگه این ۵ تا تله رو بشناسین و ازشون دوری کنین، نه تنها مسیرتون خیلی هموارتر میشه، بلکه بعد از یه سال که به وبلاگتون نگاه کنین، بهش افتخار میکنین. اگه سوالی در مورد هر کدوم از این موارد دارین، برام تو کامنتها بنویسین. شاید هم تجربهای داشتین که دوست دارین باهام در میون بذارین؟ به هر حال، خوشحال میشم توی کامنتها برام بنویسین. دوست دارم از دیدگاههاتون تو قطب نمای وبلاگ نویسی بیشتر یاد بگیرم.