اتیکت چیه و چه ربطی به وبلاگنویسها داره؟
19 مرداد · · خواندن 4 دقیقه سلام، اگه گمون کنیم وبلاگنویسی یعنی هر چیزی که به سرمون زد رو بنویسم و بریزیم تو اینترنت و بعد بگیم «اینا یه جور صمیمیت با مخاطبه»، سخت در اشتباهیم. اتیکت دقیقاً همون چیزیه که جلوی این طرز فکر فاجعهبار رو میگیره.
اتیکت اصلاً چیه؟
اتیکت یعنی یه سری قواعد نانوشته (و گاهی نوشتهشده) درباره اینکه تو فضای عمومی چطور حرف بزنیم، چی رو بگیم و چی رو نگه داریم برای خودمون. مثل اینه که تو یه مهمونی کسی ازمون بپرسه شام چی خوردیم و شروع کنیم جزئیات هضم غذا رو تا خارج شدنش از مقعد تعریف کنیم. همه ساکت میشن، یکی سرفهش میگیره و یکی دیگه با گوشیش ور میره. وقتی مرزها رو رد میکنیم، همون حس رو توی وبلاگنویسی هم ایجاد میکنیم.
برای یه وبلاگنویس، اتیکت یعنی اینکه بدونیم مخاطب اومده محتوا بخونه، نه اینکه وارد اتاق خواب یا دستشویی خونهمون بشه.
رفتارهایی که خارج از اتیکت هستن
چند تا نمونه خیلی رایج که متأسفانه هنوز هم اونا رو میبینیم:
لاس زدن با کامنتگذارها یا دوستیهای ناگهانی و بیمقدمه. مثلاً یکی کامنت گذاشته «عالی بود» و ما بعد از چندتا جواب کوتاه یهو بگیم «راستی کجایی؟ دلم برات تنگ شده، بیا با هم بریم یه قهوه بخوریم». نه، این صمیمیت نیست. این نشون میده مرز حرفهای بودن رو نمیشناسیم. مخاطب اومده یه پست بخونه، نه اینکه پارتنر پیدا کنه. حالا بگذریم از اونایی که شاید همچین هدفی هم دارن.
شرح جزئیات روابط زناشویی، رابطه خارج از چارچوب یا حتی بحثهای خیلی خصوصی درباره بدنمون. وقتی مینویسیم «دیشب با همسرم فلان کار رو کردیم و بعدش...» یا «پریودم این ماه چقدر شدید بود و چه حالی داشتم»، داریم یه فضای عمومی رو تبدیل به دفتر خاطرات خیلی خصوصی میکنیم. این کار نه صمیمیت میسازه، نه اعتماد. بیشتر این حس رو ایجاد میکنه که خواسته یا ناخواسته داریم هر کس و ناکسی رو وارد حریم شخصیمون میکنیم.
موضوعات چندشآور مثل تهوع و بالا اوردن، و حتی جزئیات اجابت مزاج. جدی میگم. بعضیها فکر میکنن «واقعگرایی» یعنی اینکه مثلاً بنویسن صبح یادشون رفت قرصشون رو بخورن و یهو یادشون افتاد که برن توالت و چی شد و چقدر طول کشید. این دیگه نه طنز داره نه عمق. فقط نشون میده استاندارد شخصی و تربیت خانوادگیشون برای حرفزدن تو جمع چقدر پایینه.
این کارها نه تنها حرفهای نیستن، بلکه یه جورایی علامت بیتوجهی به شخصیت خودمون و مخاطبه. مخاطب حق داره بدون اینکه وارد جزئیات خیلی خصوصی زندگیمون بشه، اگه واقعاً حرفی برای گفتن داریم، از ما چیزی یاد بگیره یا سرگرم بشه. وقتی این مرز رو رد میکنیم، بیشتر از اینکه نزدیک بشیم، فاصله ایجاد میکنیم. آدمها معمولاً نمیتونن به کسی که هیچ حد و مرزی رو نمیشناسه آسون اعتماد کنن. فقط با خوندن این جور پستها ممکنه تو دلشون بگن «عجب آدم بیشعوریه که داره این چیزا رو تو فضای عمومی برای همه تعریف میکنه.»
اتیکت یه وبلاگنویس حرفهای چطوریه؟
حرفهای بودن یعنی اینکه بتونیم با لحن غیررسمی و شخصی بنویسیم بدون اینکه مرزها رو رد کنیم و شخصیترین چیزها رو بذاریم وسط سفره.
بذارین چندتا مثال واقعی و کاربردی براتون بزنم:
مثلاً به جای اینکه بنویسیم «پریودم این ماه داغونم کرد»، میتونیم بنویسیم «این هفته انرژیام پایین بود و مجبور شدم برنامهریزی محتوا رو سبکتر کنم». مخاطب همون حس رو میگیره بدون اینکه وارد جزئیات بدنی بشه.
به جای تعریف روابط خصوصی، میتونیم از درسهایی که از رابطهمون گرفتیم حرف بزنیم: «یاد گرفتم تو اختلافنظرها اول گوش بدم بعد حرف بزنم». این هم شخصیه، هم مفید، هم محترمانه.
به جای لاس زدن و دوستیهای ناگهانی، کامنتها رو حرفهای جواب بدیم. اگه کسی سؤال خوبی پرسید، جواب بدیم و اگه لازم بود به پستهای قبلی لینک بدیم. یا حتی بعضی وقتها بهتره که سکوت کنیم. ارتباط بسازیم، ولی مرز رو نگه داریم.
اتیکت حرفهای یعنی مخاطب حس کنه با یه آدم بالغ و باشعور و بااعتماد طرفه، نه با کسی که هر چی تو ذهنش اومده رو بدون فیلتر میریزه بیرون.
چطور این اتیکت رو رشد بدیم و بهش پایبند بمونیم؟
خوبه که قبل از انتشار هر پستی از خودمون بپرسیم: «اگه مامانم یا رئیسم این پست رو بخونه، حس بدی بهش دست میده؟» اگه جواب بله بود، احتمالاً باید ویرایشش کنیم.
یه خط قرمز شخصی مشخص کنیم. مثلاً «درباره بدنم، روابط جنسی و مشکلات گوارشی جزئیات نمیدم». این خط قرمز رو مثل قانون تو ذهنمون بنویسیم و نگه داریم.
محتوای شخصی رو از محتوای خصوصی جدا کنیم. شخصی بودن خوبه (داستان شکستها، درسها، احساسات عمومی). خصوصی بودن معمولاً نه. برای پستهای خصوصی پسورد بذاریم.
از وبلاگنویسهایی که بلدن مرز نگه دارن الگو بگیریم. ببینیم چطور دربارهی زندگیشون مینویسن بدون اینکه حس کنیم وارد اتاق خوابشون شدیم.
بازخورد جدی بگیریم. اگه چند نفر محترمانه گفتن «این بخش زیاد خصوصی بود»، گوش کنیم و ناراحت نشیم. الکی از خودمون دفاع نکنیم که «من این جوریام دیگه، با همه صمیمیام». اگه کسی از ما بپرسه: «خب، تو که با همه اینقدر صمیمی هستی، جلوی همه شلوارتو در میآری؟» چی بهش میگیم؟
در نهایت، میخوام اینو بگم که اتیکت رفتاری برای یه وبلاگنویس مثل لباس مناسب برای مهمونیه. میتونیم راحت باشیم، میتونیم خودمون باشیم، ولی نمیتونیم با زیرشلواری بریم مهمونی. مخاطبها قدردان کسایی هستن که هم صمیمیان، هم محترم و هم باشعور. باور کنیم، همون صمیمیت زمانی واقعیتر و موندگارتره که با ادب و شخصیت همراه باشه.
حالا برم پستهای قبلی خودم رو یه نگاه بندازم ببینم کدومشون ویرایش لازم داره. کدومهاشون رو اگه دوباره بنویسم، اتیکتدارتر میشن؟ به قول قدیمیها: یه سوزن به خودم بزنم، یه جوالدوز به دیگرون.