چرا بهتره از این شاخه به اون شاخه نپریم؟
8 مرداد · · خواندن 3 دقیقه سلام! بذارید روراست باشم؛ خودم هم سالها پیش دقیقاً همین اشتباه رو کردم. یه روز داشتم مطلبی در مورد یادگیری زبان انگلیسی مینوشتم، فرداش یه دفعه رفتم سراغ روش خشککردن گیاهان دارویی، بعدش هم یه پست در مورد روانشناسی روابط گذاشتم. نتیجهاش چی شد؟ معلومه دیگه، مخاطبهام گیج شدن، آمار بازدید وبلاگم اومد پایین و خودم هم حس میکردم دارم انرژیمو الکی هدر میدم.
قبلاً تو یه پست دیگه اهمیت تمرکز موضوعی وبلاگ رو توضیح داده بودم. تو این پست میخوام بگم چرا پریدن از این شاخه به اون شاخه تو وبلاگنویسی معمولاً به ضررمونه، و چرا تمرکز روی یه حوزهی مشخص خیلی بهتر جواب میده.
وقتی یه نفر میاد وبلاگ ما رو میخونه، انتظار داره بدونه با کی طرفه. اگه امروز در مورد دیجیتال مارکتینگ حرف بزنیم، فردا در مورد گیاهخواری و پسفردا در مورد کریپتو، مخاطب نمیدونه باید منتظر چی باشه. مخاطبهامون گیج میشن و اعتمادشون کم میشه.
یه مثال واقعی از تجربه خودم: یه دوست داشتم که وبلاگش رو با موضوع «توسعه فردی» شروع کرده بود. بعد از چند ماه یهو رفت سراغ نقد فیلم و بعدش هم آشپزی. تو کمتر از چهار ماه، تعداد مشترکاش نصف شد. خودش میگفت: «حس میکنم مخاطبهام دیگه نمیدونن من کیام.» پس اول تکلیفمون رو با خودمون روشن کنیم ببینیم واقعاً چه کارهایم.
موتورهای جستجو عاشق ثباتن
گوگل و بقیه موتورهای جستجو وقتی ببینن یه وبلاگ مدام موضوع عوض میکنه، سختتر بهش اعتبار میدن. اگه روی یه موضوع خاص (مثلاً «بازاریابی محتوا» یا «سفرهای کمهزینه») تمرکز کنیم، کمکم گوگل میفهمه که ما تو این حوزه تخصص یا حرفی برای گفتن داریم و رتبه بهتری به وبلاگمون میده.
حالا این دوتا وبلاگ رو تصور کن:
یکی فقط در مورد «یادگیری زبان انگلیسی» مینویسه و هر هفته مطالب عمیق و مرتبط میذاره.
یکی دیگه یه هفته زبان، یه هفته برنامهنویسی، یه هفته مد و فشن.
کدومشون شانس بیشتری داره وقتی کسی «چطور انگلیسی رو سریع یاد بگیرم» سرچ میکنه، بالا بیاد؟ معلومه دیگه، اولی.
ساختن برند شخصی و اعتبار سختتر میشه
تو دنیای وبلاگنویسی، مردم دنبال متخصص میگردن، نه کسی که از همه چیز یه کم میدونه. اگه مدام موضوعمون رو عوض کنیم، هیچوقت تبدیل نمیشیم به «اون آدمی که تو فلان حوزه حرف برای گفتن داره».
وبلاگنویسهایی که موضوع اصلی وبلاگشون مشخصه، یه خط مشخص دارن و سالهاست همون مسیر رو میرن. نتیجهش اینه که وقتی اسمشون میاد، مردم فوری میدونن چه انتظاری باید از محتوای وبلاگشون داشته باشن.
انرژی و زمانت هدر میره
نوشتن خوب نیاز به تحقیق، تجربه و عمق داره. وقتی هر بار موضوع جدیدی انتخاب میکنیم، باید از صفر شروع کنیم. این کار خیلی خستهکنندهتر از اینه که روی یه حوزه تمرکز کنیم و کمکم عمیقتر بشیم.
خودم وقتی تصمیم گرفتم فقط روی «وبلاگنویسی» تمرکز کنم، نوشتن برام خیلی راحتتر شد. دیگه لازم نبود هر بار برم سراغ موضوعات جدید و از اول یاد بگیرم. انرژیم میرفت روی بهترکردن همون چیزی که بلدم.
پس چیکار کنیم؟
من نمیگم باید تا ابد فقط دربارهی یه موضوع بنویسیم. گاهی تغییر مسیر لازمه، ولی بهتره این تغییر حسابشده و آهسته باشه، نه پرشهای ناگهانی.
پیشنهادم اینه که اول یه حوزه اصلی انتخاب کن که هم بهش علاقه داری هم کمی تجربه توش داری. حداقل ۶ ماه تا ۱ سال روش بمون و ببین نتیجهاش چیه. اگه خواستی موضوع جدیدی اضافه کنی، سعی کن ارتباط منطقی با موضوع اصلیت داشته باشه.
در نهایت، وبلاگنویسی مثل کاشتن یه درخت میمونه. اگه هر هفته بری یه جای جدید و یه نهال بکاری و قبلی رو ول کنی، هیچوقت سایه و میوه نمیبینی. ولی اگه یه جا رو انتخاب کنی و بهش آب و نور بدی، کمکم رشد میکنه.
شما چطور؟ تا حالا تجربه پریدن از این شاخه به اون شاخه رو داشتید؟ یا برعکس، تمرکز کردین و نتیجهش رو دیدید؟ تو کامنتها برام بنویسین، دوست دارم بدونم و بیشتر ازتون یاد بگیرم.
موفق باشین و متمرکز بنویسید!
راستی، تولد بلاگیکس با یه روز تأخیر مبارک باشه! صد و بیست ساله شی بلاگیکس!