سلام! حتی اگه چندین ساله که داریم وبلاگ نویسی می‌کنیم، بازم می‌تونیم از خودمون بپرسیم: واقعاً داریم درباره‌ی چی می‌نویسیم؟

شاید قبل از اینکه اسمی برای وبلاگ‌مون انتخاب کرده‌باشیم و کار وبلاگ نویسی رو شروع‌کنیم، به این وضوع فکر کرده‌باشیم که قراره درباره‌ی چه چیزی بنویسیم. ممکنه بپرسین: مگه یه وبلاگ باید حتماً درباره‌ی موضوع خاصی باشه؟ اگه بخوام روزمره‌نویسی کنم، چطور؟ دوست‌دارم درباره‌ی همه‌چی بنویسم. خوشم نمی‌یاد خودمو به موضوع خاصی محدود کنم. چرا باید این کار رو کنم؟ دوست‌دارم از وضعیت هوا گرفته تا سرویس 31 پارچه‌ی سرامیکی‌ای که امروز از بازار خریدم بنویسم. مگه اشکالی داره؟ اصلاً به دیگران چه ربطی داره که من دارم درباره‌ی چی می‌نویسم؟

مشکلی نیست. شما درباره‌ی هر موضوعی که دوست داشته باشین، می‌تونین بنویسین؛ اما واقعیت اینه که وقتی کسی برای اولین‌بار وارد وبلاگ شما می‌شه، دوست‌داره یه تصویر از وبلاگ شما تو ذهن خودش به خاطر بسپُره. با دیدن وبلاگ‌تون از خودش می‌پرسه که نویسنده‌ی این وبلاگ درباره‌ی چه چیزی می‌نویسه؟ بازدیدکنندگان تازه‌وارد کمتر از خودشون می‌پرسند شما درباره‌ی «چه چیزهایی» می‌نویسید. اون‌ها «چه چیزی» رو به «چه چیزهایی» ترجیح می‌دن. چرا؟ خودتون رو بذارین جای اون‌ها. تا حالا شده یه کتاب دست هم‌کلاسی یا دوست‌تون ببینین و ازش بپرسین: این کتاب درباره‌ی چیه؟ اون هم به شما گفته باشه: درباره‌ی همه چیز! باشنیدن همچین جوابی چه احساسی پیدا می‌کنین؟ معمولاً انتظار دارید چنین پاسخ‌هایی بشنوین: درباره‌ی تاریخ، یا مثلاً درباره‌ی روان‌شناسی، یا درباره‌ی پرندگان و ...  

اصلاً دیگران به کنار، اگه خودتون هم دوست داشته باشین وبلاگ‌تون رو به کسی معرفی کنید، چی می‌گید؟ مثلاً می‌گید: یه وبلاگ درباره‌ی آموزش زبان انگلیسی دارم، یا یه وبلاگ درباره‌ی موسیقی ایرانی یا ترانه‌های خارجی دارم؛ یا این که یه وبلاگ زدم که توش از شیر مرغ تا جون آدمیزاد مطلب می‌ذارم! به نظر خودتون کدوم جواب تصویر بهتری از شما به شنونده‌تون می‌ده؟ حتماً اصطلاح «همه‌کاره و هیچ‌کاره» رو شنیدید. نیازی به توضیح بیشتری نداره. خودتون بهتر از من می‌دونید یعنی چی.

درسته که هیچ محدودیتی درمورد موضوعی که دوست‌دارید درباره‌اش بنویسید، وجود نداره؛ اما واقعیت اینه که وبلاگ‌های موفق بیشتر تمرکز موضوعی دارن. شما می‌تونین دو یا سه وبلاگ جداگانه داشته باشین و توی هر کدوم از اون‌ها درباره‌ی موضوع مشخصی بنویسید.

به محض اینکه وبلاگ‌مون رو ساختیم، از خودمون می پرسیم: خوب، حالا درباره‌ی چی بنویسیم؟ ذهن خیلی از بلاگرها هنوز درگیر این سواله. اگه وبلاگ‌نویس با تجربه‌ای باشین، شاید زمانی رو به یاد می‌آرید که مثلاً مطلبی رو نوشتید، اما بعدش خودتون حس کردید که زیاد به دل خودتون ننشست؛ چه برسه به خواننده‌ی وبلاگ‌تون. یعنی خودتون از محتوای اون پست چندان راضی نبودید و به قول معروف نچسبید. فقط بنا بر احساس نیاز یا دغدغه‌ای که اون زمان داشتین، اون مطلب رو نوشتید، اما بعداً دیدید که مطلب‌تون خیلی هم جالب نبوده. اشکالی نداره. خوب‌نوشتن یه کار زمان‌بره و موضوع خوب داشتن هم می‌تونه تو این زمینه خیلی کمک کنه.

تجربه‌ی شخصی خودم به من نشون داده که مردم معمولاً از خوندن پست‌های طولانی متنفرند. امیدوارم بتونم کوتاه‌نویسی رو تو پست‌های بعدی رعایت کنم! برای نمونه، یه موضوع خوب برای کسایی که به تغذیه و آشپزی علاقه دارند، اینه که به آدم‌ها کمک کنن به جای خوندن کتاب‌های قطور آشپزی، دستورالعمل‌های آشپزی رو در قالب پست‌های کوتاه بنویسن. یه روش دیگه هم برای پیداکردن موضوع‌های خوب اینه که ببینید که تازگی‌ها، مردم چه چیزهایی رو توی گوگل جست‌وجو کردند. برای این کار می‌شه از گوگل ترندز (Google Trends) استفاده کرد (البته اگه الآن دسترس‌پذیر باشه!).

راز طلایی پیداکردن یه موضوع خوب و مخاطب وفادار برای وبلاگتون اینه که ببینید چطوری می‌تونین حس کنجکاوی اون‌ها رو فعال و راضی کنین. اگه بتونید چندتا پاسخ مفید و کوتاه به یه سوال ساده بدید، قدم اول رو برای ایجاد یک وبلاگ دوست‌داشتنی برداشتید. بعداً می‌تونید سراغ سوال‌های تخصصی‌تر برید و پاسخ‌های مفصل‌تری بهشون بدین.

نکته‌ی مهم اینه که بتونید مخاطب خودتون و سطح اون رو درست انتخاب کنید. جلب بازدیدکننده برای وبلاگ‌تون به روش‌های مختلف ایده‌ی خوبیه، اما نیاز به این داره که بتونید کاربرهای مبتدی رو از کاربرهای حرفه‌ای به‌خوبی تفکیک کنید. مطلبی که برای یک کاربر نوپا تو زمینه‌ی خاصی جالب بوده، الزاماً نمی‌تونه برای یه کاربر حرفه‌ای هم جذاب باشه؛ بنابراین بهتره علاوه‌بر دسته‌بندی مرسوم موضوع‌ها، یه دسته‌بندی مخفی هم برای سطح مطالب وبلاگ‌تون داشته باشین. لازم نیست اون دسته‌بندی رو همه ببینن. همین‌که خودتون ازش خبر داشته باشین، کافیه.

درسته که هرکس بالاخره باید از یه جایی شروع کنه، اما با تمرکز روی گروه مشخصی از مخاطبان‌تون مخصوصاً زمانی که تخصصی یا حرف تازه‌ای برای گفتن دارین، می‌تونید محبوبیت وبلاگ‌تون رو افزایش بدین. درک می‌کنم که کلنجار رفتن با مطالب پیش‌پاافتاده و مخاطبانی که هنوز درگیر مطالب پایه و اولیه هستن، کار چالش‌برانگیزیه؛ اما اگه دوست دارید تازه‌واردها رو هم راهنمایی کنین و دستشون رو بگیرین، پرداختن به مطالب ساده و پایه هم چندان خالی از لطف نیست.

وقتی مخاطب وبلاگ‌تون فقط حرفه‌ای‌های زمینه‌ی خاصی هستن، بهتره بیشتر روی سطح و کیفیت مطالبی که منتشر می‌کنین، تمرکز کنید. تقریباً شبیه راه‌رفتن روی یک لایه‌ی نازک یخه. کوچکترین بی‌دقتی می‌تونه یخ زیر پاتون را بشکنه و ... . آدم‌های متخصص همیشه دنبال پیداکردن معتبرترین مطالب و راهنمایی‌ها تو زمینه‌ی تخصصی خودشون هستن. یک نکته‌ی مهم دیگه اینه که اگه مطالب وبلاگ‌تون خیلی فنی هستش، خوبه افرادی رو که سطح تخصص‌شون پایین‌تره هم در نظر بگیرین و برای کمک به درک مطالب‌تون از اصطلاحات جایگزین یا سبک‌تر استفاده کنید.

اگه تو زمینه‌ی خاصی متخصص هستین، پیشنهاد می‌کنم روی نوشتن درباره‌ی این موارد فکر کنید و ایده‌های خودتون رو با مخاطبان‌تون در میون بذارین: نوشتن راهنماهای درسی یا کاری، پاسخ به سوالات متداول که تو انگلیسی بهش Frequently Asked Questions یا FAQ میگن، مصاحبه با چهره‌های برجسته‌ی رشته‌ی تخصصی خودتون، داستان‌ها و تجربه‌های شخصی‌تون، بررسی محصولات پُرکاربرد، اخبار و تازه‌های حوزه‌ی تخصصی‌تون، تعمیر و عیب‌یابی وسایل خانگی یا کاری، پشتیبانی فنی، مشاوره‌ی شغلی و حرفه‌ای، ترفند‌های بهره‌وری و صرفه‌جویی، مسافرت و گردشگری، ادبیات ملل، تاریخ جهان، طنز و داستان، پرورش و تربیت کودکان، رویدادهای آینده، اینفوگرافی و یا هر موضوع دیگه‌ای که موردعلاقه‌ی شماست.

امیدوارم تا حالا یه موضوع خوب برای وبلاگ‌تون پیدا کرده باشین یا به زودی پیدا کنین. می‌تونین لینک وبلاگ خودتون رو توی کامنت‌ها بذارین تا با وبلاگ شما هم آشنا بشیم.