تصویری که از خودمون ارائه میدیم چه جوری رو درآمدمون اثر میذاره؟
26 تیر · · خواندن 5 دقیقه سلام، امروز میخوام راجع به یه موضوع خیلی مهم با هم حرف بزنیم که خیلیها بهش توجه نمیکنن، ولی واقعاً میتونه سرنوشت یه وبلاگ و درآمدش رو عوض کنه. اون هم چیزی نیست جز تصویری که از خودمون به عنوان صاحب وبلاگ به مخاطب نشون میدیم.
اون قدیمها وارد بیشتر مغازهها که میشدیم همیشه یه پوستر یا تابلو بالاسر فروشنده میدیدیم که روش نوشته بود: عاقبت نقد فروش، عاقبت نسیه فروش. چون اون زمان هنوز یه عده درخواست نسیه میکردن و میگفتن مثلاً 《فلان جنس رو ببرم و پولشو بعداً بیارم》، مغازهدارها اون تصویر رو بالاسر خودشون نصب میکردن تا جلوی چک و چونه زدن مشتری رو برای نسیه گرفتن بگیرن.
زمان بچگی و نوجوونی فقط فکرم به همین موضوع نسیه فروشی و نقد فروشی قد می داد. اما بعداً که بزرگ شدم، فهمیدم اون تصویر یه کارکرد دیگه هم داشته. این پست رو دارم برای توضیح همون کارکرد مینویسم.
فکر کن یه مغازه هستش که ویترینش کثیفه، صاحب مغازه هم با لباس پاره پوره و موهای بهم ریخته و وضعیت شلخته پشت پیشخون وایستاده و مدام از گرونی و بدبختی شکایت میکنه. مشتری میاد داخل یا فرار میکنه؟ خب دقیقاً همین اتفاق تو دنیای مجازی و وبلاگنویسی هم میافته. مردم قبل از هر چیز به قیافهمون نگاه میکنن، بعد تصمیم میگیرن که آیا به محتوای ما اعتماد کنن، خدماتمون رو بخرن، یا حتی دکمه دونیت رو بزنن.
چرا تصویر شخصی اینقدر مهمه؟
وقتی وبلاگنویسی حرفهای میکنیم، در واقع داریم یه برند شخصی میسازیم. این برند شخصی مستقیماً روی این چیزها اثر میذاره:
تعداد مخاطب وفادار
نرخ تبدیل، یعنی اینکه مثلاً کسی که از یه وب سایت دیگه به وبلاگ ما اومده و حاضره لینک خرید رو کلیک کنه و چیزی از ما بخره
امکان همکاری با برندها و تبلیغات
فروش دوره آمزشی، کتاب، مشاوره یا هر خدماتی دیگهای که ارائه میدیم
حتی حس اعتماد و احترامی که مخاطب بهمون داره
مخاطب امروزی باهوشه. تو همون چند ثانیه اول با دیدن عکس پروفایلمون، چند پست اخیر و لحن نوشتاریمون، تشخیص میده که با یه آدم حرفهای و قابل اعتماد طرفه یا با کسی که داره درد و دل شخصیش رو فریاد میزنه.
رفتارهایی که تصویرمون و درآمدمون رو خراب میکنن
بیایم صادقانه چند تا از اشتباهات رایج رو با هم مرور کنیم. اینها رو نه برای قضاوت، بلکه برای اینکه کمک کنیم بهتر بشیم میگم:
عکس پروفایل نامناسب
عکس پروفایل سلفی تو ماشین، عکس عروسی قدیمی با کیفیت پایین، یا عکس با فیلترهای عجیب غریب، اولین چیزیه که مخاطب میبینه. این عکس مثل ویترین مغازهست. حرفهایها معمولاً از عکس واضح، لبخند طبیعی و مرتبط با حوزه فعالیتشون استفاده میکنن.
درد و دلهای شخصی بیش از حد
داستان مریضی و خوب شدن، مشکلات زناشویی، جزئیات پریود و عادت ماهانه، یا ناله از حال پدر و مادر. این جور پستها نه تنها صمیمیت ایجاد نمیکنن، بلکه تصویر شما رو به عنوان یه آدم «بیمرز» و غیرحرفهای نشون میدن. مردم خودشون کلی گرفتاری دارن؛ اومدن وبلاگ شما که راهحل، الهام یا اطلاعات مفید بگیرن، نه اینکه غمنامه بخونن.
شکایت مداوم از بیپولی و وضعیت اقتصادی
«وای فلانقدر خرج کردم، درآمد نداریم، زندگی سخته...» این لحن، مخاطب رو فراری میده. به جاش، تمرکز روی ارزشی که دارید ایجاد میکنید (محتوای خوب، تجربیات موفق، راهکارهای عملی) باعث میشه مردم ترغیب بشن ازتون حمایت کنن یا خدماتتون رو بخرن.
لحن طلبکارانه و گدایی دائمی
اگه هر پستی که میذارین یه گوشهش بنویسین «لطفاً دونیت کنید»، «حمایت کنید تا بتونیم ادامه بدیم»، «اگر دوست داشتید کمک کنید»، این کار بعد از مدتی شما رو به عنوان «کسی که همیشه دست گدایی دراز کرده» نشون میده. مردم دوست دارن از آدمهای موفق و باارزش حمایت کنن، نه از کسی که مدام طلبکار و گدا به نظر میرسه. تکنیک جلب ترحم دیگران به بهانهی مریضی یا جمعآوری اعانه برای بچههای یتیم و بیسرپرست هم دیگه جواب نمیده. این داستانها قدیمی شده.
قضاوت همه کس و همه چیز: مقصر تراشی
اینکه تو بیشتر پستها دیگران رو مقصر بدونید، از همه انتقاد کنید و خودتون رو همیشه محق بدونید، تصویر خیلی منفی میسازه. مخاطب حس میکنه با یه آدم منفیباف و ناراضی طرفه. شاید دیگه سراغ وبلاگتون هم نیاد.
افشای بیش از حد مسائل خصوصی
نوشتن از روابط خانوادگی گرفته تا جزئیات زندگی زناشویی، بدترین ایده برای وبلاگنویسی حرفهایه. این جور پستها نه تنها حرفهای نیستن، بلکه اعتماد مخاطب رو هم نابود میکنن. داشتن یه مرز شخصی با مخاطبان خیلی مهمه. از آدمهای کنجکاو و فضول که بگذریم، خیلیها هیچ علاقهای به شنیدن مسائل خصوصی شما ندارن و با خوندن این جور پستها ممکنه نظرشون در مورد شما و شخصیت خانوادگی و اجتماعی شما به شکل بسیار منفی عوض شه.
پس چیکار کنیم که تصویر حرفهای داشته باشیم؟
ثبات داشته باشید: لحن، کیفیت عکسها، موضوعات و ارزشهایی که ارائه میدید رو یکدست نگه دارید.
اول، ارزش: قبل از اینکه پستی بنویسید، از خودتون بپرسید «این پست چه ارزشی برای مخاطب من داره؟»
شفاف اما محترمانه: میتونید از چالشهای زندگی حرف بزنید، ولی با زاویه درسآموز و مثبت.
حرفهای به نظر برسید: عکس پروفایل خوب، بخش درباره من کامل و جذاب، طراحی ساده و تمیز وبلاگ.
تمرکز روی راهحل: به جای نالیدن از مشکلات شخصی و اجتماعی، راهحل ارائه بدید. مردم خودشون وضعیت موجود رو میبینن و میدونن چه خبره، اما عاشق آدمایی هستن که کمکشون میکنن.
دوست عزیز؛ وبلاگنویسی حرفهای یعنی اینکه شما رو به عنوان یه متخصص قابل اعتماد بشناسن، نه کسی که مدام میناله و زار میزنه. وقتی این تصویر درست ساخته بشه، درآمد از راههای مختلف (تبلیغات، فروش محصول، همکاری، حمایت داوطلبانه و...) خیلی راحتتر جریان پیدا میکنه.
شما چی فکر میکنید؟ تو کامنتها برام بنویسید که به نظرتون مهمترین چیزی که باید روی تصویر شخصیمون کار کنیم چیه؟ خیلی دوست دارم نظراتتون رو بدونم.
این پست رو با عشق نوشتم تا هم آموزنده باشه و هم نشون بده تفاوت یه وبلاگنویس حرفهای با غیرحرفهای کجاست. اگر دوست داشتید، اونو با دوستانتون به اشتراک بگذارید.
موفق و پر درآمد باشید!