سلام، هر موقع می‌خوام درباره موضوعی بنویسم، دو تا سوال ساده از خودم می‌پرسم: ۱. چه ربطی به من داره؟ ۲. سواد و تخصصشو دارم؟ اگه جوابم به یکی یا هر دوی این سوال‌ها منفی باشه، ترجیح می‌دم درباره‌اش دست به قلم نشم.

این دو تا سوال ساده، سال‌هاست که مسیر نوشتن منو شکل داده. وبلاگ‌نویسی حرفه‌ای یعنی وقت و انرژی‌ت رو صرف چیزی کنی که واقعاً ارزشش رو داره، نه اینکه مثل یه ماشین نظرپراکنی، روی هر ترندی که باد می‌آره یه پست بزنی.

چرا نباید درباره همه چی بنویسیم؟

اول از همه، موضوع ارتباط شخصی در میونه. اگه موضوعی هیچ ربطی به زندگی، تجربه یا حوزه فعالیتت نداره، نوشتن درباره‌اش مثل اینه که بری وسط یه مهمونی غریبه و شروع کنی به داد زدن نظراتت. خواننده حس می‌کنه مطلبت مصنوعی و سطحی هستش. مثلاً من که بیشتر تو حوزه تولید محتوا، بازاریابی دیجیتال و گاهی هم سبک زندگی کار می‌کنم، اگه یهو برم درباره جزئیات فنی مهندسی عمران یا فلان بازی کامپیوتری که هیچ‌وقت بازی نکردم بنویسم، خواننده‌های وبلاگم می‌گن «این دیگه چیه؟».

دوم، مسئله‌ی سواد و تخصصه. این یکی خیلی مهمه. تو دنیای امروز اطلاعات سطحی خیلی زیاده، اما تخصص عمیق کمه. مخصوصاً وقتی موضوع حساس باشه. مثلاً حوزه‌ی سیاست رو ببین. سیاست یه علمه، علوم سیاسی هم یه تخصص دانشگاهی و آکادمیکه که خودش با چندتا رشته دیگه مثل تاریخ، اقتصاد، جامعه‌شناسی و آمار در ارتباطه. اگه نه تحصیلات مرتبط داری، نه سال‌ها مطالعه‌ی عمیق تو این زمینه داری و نه دسترسی به منابع معتبر علوم سیاسی داری، نوشتن درباره‌اش فقط اینه که داری به شلوغی فضای مجازی اضافه می‌کنی. درست مثل بحث‌های بی سر و ته سیاسی که تو تاکسی و بازار و کوچه خیابون در می‌گیره و معمولاً هم به هیچ جایی نمی‌رسه.

من خودم بارها کسانی رو دیدم که تو موضوعات سیاسی یا دینی یه پست احساسی می‌ذارن و بعدش گیر می‌افتن تو باتلاق کامنت‌ها و مشاجره‌های بی‌انتها و بی‌فایده. آخرش هم نه نظر کسی عوض شده، نه چیزی به دانش جمع اضافه شده، فقط انرژی همه هدر رفته و گاهی حتی روابط دوستانه هم آسیب دیده. چه بسیار دوستای خوبی که سر طرز فکر سیاسی‌شون از هم جدا شدن و بعداً حتی دشمن هم شدن.

شخصیت حرفه‌ای، اولویت‌ها و شأن نویسنده

وقتی حرفه‌ای وبلاگ‌نویسی می‌کنی، وبلاگت مثل یه ویترین یا یه کارت ویزیت عمل می‌کنه. هر پستی که می‌نویسی، یه تیکه از شخصیت حرفه‌ای‌ت رو نشون می‌ده. اگه هر روز درباره موضوعات داغ و چالش‌برانگیز بنویسی که تخصصشو نداری، کم‌کم تبدیل می‌شی به «اونی که همه جا نظر می‌ده» نه «اون متخصص فلان حوزه». به قول معروف، همه کاره و هیچ کاره.

اولویت‌های کاری هم مهمه. وقت آدم محدوده. من ترجیح می‌دم همون وقت رو بذارم روی موضوعاتی که واقعاً بلدم و به مخاطبم ارزش واقعی می‌ده، تا اینکه انرژی‌م رو صرف یه بحث سیاسی کنم که فردا هیچ کس یادش نمی‌مونه. تازه ممکنه به تعداد دشمنام اضافه هم بشه. ترجیح می‌دم دیدگاه‌های شخصی‌ام رو درباره موضوع‌های سیاسی برای خودم نگه دارم.

وضعیت روحی و روانی هم عامل مهمیه. بعضی روزها واقعاً حسش نیست که آدم وارد بحث‌های سنگین بشه. اگه موضوعی تو رو عصبی یا ناراحت می‌کنه، بهتره اصلاً درباره‌اش ننویسی. چون خروجی‌اش معمولاً یا سطحی می‌شه یا پر از خشم بی‌جا. خواننده‌های باهوش اینو سریع تشخیص می‌دن.

شأن خودت به عنوان نویسنده هم مهمه. تو داری با کلماتت امضا می‌ذاری. اگه هر چیزی بنویسی، کم‌کم شأن کلامت پایین می‌آد. مردم عادت می‌کنن که نظراتت رو جدی نگیرن، چون می‌بینن درباره‌ی هر چیزی حرف می‌زنی. اگه حرفات سطحی باشه که دیگه بدتر.

ور رفتن ناآگاهانه با موضوعات حساس

ور رفتن با موضوعات سیاسی، دینی و اجتماعی حساس یا هر چیزی که ممکنه باعث دو دستگی بشه، همیشه جز دردسر خاصیت دیگه‌ای نداره. نوشتن بدون تخصص تو این حوزه‌ها نه تنها فایده نداره، بلکه گاهی ضرر هم می‌زنه. ممکنه اطلاعات غلط پخش کنی، مردم رو تحریک کنی، یا حتی خودت رو تو موقعیت‌های ناخوشایندی بیندازی که بعداً پشیمون بشی و به خودت بگی: کاشکی هیچ وقت درباره‌ی این موضوع چیزی نمی‌نوشتم.

من همیشه به خودم می‌گم: «اگه این موضوع ربطی به کار و زندگی من نداره و تخصصشو هم ندارم، چرا باید واردش بشم؟» پرهیز از درگیری‌های لفظی بیهوده، یکی از بهترین عادت‌هایی هست که یه وبلاگ‌نویس حرفه‌ای می‌تونه داشته باشه. زندگی کوتاه‌تر از اونه که تو کامنت‌ها و توییتر با غریبه‌ها دعوا کنیم. آدمی که ارزش عمر و وقت خودش رو بدونه و بفهمه، هیچ وقت وارد بگومگوهای بیهوده نمی‌شه.

پس درباره چی بنویسیم؟

درباره چیزهایی بنویس که:
واقعاً بلدی
بهش علاقه داری
به مخاطبت کمک می‌کنه یا سرگرمش می‌کنه
بخشی از برند و هویت حرفه‌ای‌ته

اینطوری هم وبلاگت رشد می‌کنه، هم خواننده‌های واقعی و وفادار پیدا می‌کنی، هم خودت خسته و سوخته نمی‌شی.

شما چی فکر می‌کنید؟ تو وبلاگ‌نویسی یا تولید محتوا، چقدر به این دو تا سوال توجه می‌کنید؟ تو کامنت برام بنویسین که تجربه‌تون چی بوده.

موفق باشین!