چطوری تو ۵ دقیقه یه ایده طلایی برای پست جدیدمون پیدا کنیم؟
24 اردیبهشت · · خواندن 3 دقیقه سلام! بیاین با هم صادق باشیم. بدترین حس دنیا وقتیه که نشستی جلوی لپتاپ، یه فنجون قهوه گرم یا یه لیوان شربت خنک هم کنارته، ولی صفحه سفیدِ مانیتور داره بهت زل میزنه و میگه: «خب... حالا میخوای چی بنویسی؟!»
ساعت میگذره، قهوهات سرد میشه، شربتت گرم می شه، کلافه میشی و در نهایت یا هیچی نمینویسی، یا یه چیزی مینویسی که خودت هم باهاش حال نمیکنی.
اما اگه بهت بگم: «من یه روشی دارم که تو کمتر از ۵ دقیقه، میتونی باهاش از دلِ هیچی، یه ایدهی طلایی و توپ دربیاری»، باورت میشه؟
امروز نمیخوام از تئوریهای پیچیده حرف بزنم. فقط میخوام یه «سیستمِ نجات سریع» رو بهت یاد بدم. پس وقتت رو تلف نکن و بیا شروع کنیم!
روش گامبهگام: تکنیک "سه کانونِ ایده"
برای اینکه بتونی تو ۵ دقیقه یه ایده مشتی پیدا کنی، نباید منتظر "الهام" بمونی. منظورم الهام خانوم نیستا. منظورم حس درونی خودته که بهت تو نوشتن کمک میکنه. باید مثل یه شکارچی، ایده رو شکار کنی. من خودم بیشتر وقتها از سه تا کانون استفاده میکنم:
۱. کانونِ "درد و درمان" (محبوبترین روش)
مردم معمولاً برای دو چیز وقت میگذارن: یا برای اینکه دردشون کم بشه، یا برای اینکه چیزی یاد بگیرن. تو این روش، به آخرین سوالی که کسی ازت پرسیده یا آخرین مشکلی که خودت باهاش دستوپنجه نرم کردی فکر کن.
بذار یه مثال واقعی برات بزنم. فرض کن حوزهی تخصصیت "آموزش آشپزیه". به جای اینکه بنویسی "طرز تهیه پاستا"، از این درد استفاده کن: "چرا پاستاهای رستورانها خوشمزهتر از پاستای خونگی ماست؟" نتیجهی این تغییر کوچیک اینه که مستقیم به "درد" واقعی یعنی بیمزه بودن پاستا حمله کردی. بعد، راه درمانش رو هم گفتی. هرکی مطلبت رو بخونه، تو دلش خودش یا تو کامنتها برات مینویسه: دمت گرم!
۲. کانونِ "نقضِ باورها" (برای جلب توجه فوری)
این روش یه کمی خطرناکه اما باور کن فوقالعادهاس! کافیه یه باور رایج تو حوزه کاریات رو پیدا کنی و برعکسشو ثابت کنی. این کار کنجکاوی آدمها رو به شدت بالا میبره. بذار یه مثال واقعی برات بزنم. فرض کن حوزهی کاریت "تکنولوژیه". همه میگن "گوشیهای گرونقیمت بهترن". تو بنویس: "چرا خرید گوشیهای نهچندان گرونقیمت، هوشمندانهترین تصمیم سال شماست؟" نتیجهاش این میشه که مخاطب میگه: «چی؟! مگه میشه؟ باید بخونم ببینم داره چی میگه!»
۳. کانونِ "ترکیب دو دنیای متفاوت" (روش خلاقانه)
این تکنیک یعنی دو تا موضوع که هیچ ربطی به هم ندارن رو با هم ترکیب کنی. این یعنی خلق یک "نیش" (Niche) جدید. یه نمونه از این روش اینه که ترکیب "مدلسازی کسبوکار" با "روانشناسی کودک" غوغا میکنه. یه پست جدید با این عنوان بنویس: "چطوری از شیطنتهای بچهها، کار تیمی یاد بگیریم؟". این یعنی یه ایدهی کاملاً تازه که هیچکس قبلاً دربارهاش ننوشته!
برنامه ۵ دقیقهای (همین الان انجامش بده!)
بیاین از تئوری بیایم بیرون. تایمر گوشی رو روی ۵ دقیقه بذار و این مراحل رو طی کن:
- دقیقه ۱: لیست کن: ۳ تا از بزرگترین سوالاتی که مشتریها یا دنبالکنندههات ازت میپرسن چیه؟
- دقیقه ۲: لیست کن: ۳ تا از باورهای غلطی که توی حوزه کاریت وجود داره چیه؟
- دقیقه ۳: لیست کن: ۳ تا از علایق شخصیات (مثل فوتبال، سفر یا موسیقی) رو بنویس.
- دقیقه ۴: حالا سعی کن یکی از علایق شخصیات رو با یکی از سوالهای مرحله اول ترکیب کنی.
- دقیقه ۵: عنوان نهایی رو بنویس!
بذار یه مثال هم برات بزنم. مثلاً اگه علاقهات "فوتباله" و سوال مخاطبت "انضباط کاریه"، سوالت رو اینجوری طراحی کن: "چطور استراتژیهای رونالدو میتونه نظم کاریتون رو دگرگون کنه؟"
حرف آخر
ایدهها از آسمون نمیبارن. ایدهها از "مشاهده کردنِ دقیقتر" میآن. بزرگترین نویسندهها کسایی نیستن که ذهن فوقالعادهای دارن، بلکه اونایی هستن که چشمهای تیزبینی دارن. حالا نوبت توئه!
همین الآن توی کامنتها برام بنویس: یکی از اون سوالهایی که همیشه ازت میپرسن چیه؟ شاید با هم بتونیم ازش یه ایده طلایی بسازیم!
ضمناً اگه این پست برات مفید بود، حتماً بازنشرش کن و برای دوستای وبلاگنویسات بفرست که اونها هم توی "صفحه سفید" غرق نشن! ممنون!